به گزارش«سراج24» اندیشکده «بگین سادات» در مطلبی به قلم «امانوئل ناوون»، مدیر بخش علوم سیاسی و ارتباطات کالج ارتودوکس بیتالمقدس با عنوان «مالی؛ فرصتی دیپلماتیک برای اسرائیل» مینویسد: دخالت نظامی فرانسه علیه اسلامگرایان مالی، به اسرائیل فرصتی برای بهبود روابطش با فرانسه و احیای مناسباتش با کشورهای مسلمان غیرعرب آفریقا داده است. وزیر خارجه آینده اسرائیل باید از این فرصت استفاده کند. فرانسه برای حفاظت از منافع حیاتیاش، در مالی دخالت کرد. مالی بدون دخالت نظامی فرانسه به اولین کشور اسلامی منطقه ساحل پس از نیجر تبدیل میشد، کشوری که فرانسه برای واردات اورانیومش به شدت به آن وابسته است. اکنون فرانسه با دفاع از منافعاش فرصتی دیپلماتیک را برای اسرائیل ایجاد کرده است.
* روابط مالی با جهان عرب و کشورهای مسلمان تیره شده است
«دیونکوندا ترائور»، رئیس جمهور موقت مالی اظهارات تندی را علیه اعضای عرب اتحادیه آفریقا در اختتامیه نشست این اتحادیه در آدیس آبابا در 27 ژانویه 2013 بیان کرد. وی از کشورهای عرب مانند مصر و تونس که حملات هوایی فرانسه علیه اسلامگرایان را محکوم کرده بودند، پرسید که چرا اقدامات وحشتناک اسلامگرایان علیه مردم مالی را محکوم نمیکنند؟ اما از دخالت فرانسه عصبانی میشوند. رهبران و صاحبنظران سیاسی مالی به طور علنی احساس خود را نسبت به خیانت کشورهای عرب خصوصا آنهایی که از سوی حکومتهای اسلامی اداره میشوند، اعلام کردهاند؛ آنها پس از قطع روابط با اسرائیل تحت فشار کشورهای عرب، انتظار داشتند که اعراب به آنها در مبارزه علیه اسلامگرایان کمک کنند. اما کشورهای عرب به جای این کار فرانسه و نه اسلامگرایان را محکوم کردند.
در مقالهای که اخیرا در روزنامه «ل متین» مالی نوشته شده از فلسطینیها و «ابو ربه»، سفیر آنها در مالی انتقاد شده است. «ابو ربه» علاوه بر سفیر تشکیلات خودگردان، رئیس پروتکل دیپلماتیک مالی نیز هست. وی همیشه در رسانهها صحبت میکند و توانسته است آرمان فلسطین را در دستور کار ملی مالی قرار دهد، از جمله اینکه یکی از میدانهای عمومی در باماکو، پایتخت مالی، را به اسم «محمد الدوره»، شهید فلسطینی نامگذاری کرده است. اما «ابو ربه» تاکنون حتی یک کلمه علیه اسلامگرایان صحبت نکرده است. ل متین نه تنها ابو ربه را محکوم کرده بلکه مدعی شده است که اسلامگرایان از سوی اعراب و کشورهای مسلمان حمایت میشوند. این روزنامه نتیجهگیری میکند چون مالی فریب به اصطلاح اخوانالمسلمین را خورده، اکنون باید سیاست خارجی خود را تغییر دهد.
* ناامیدی آفریقا از اعراب و جهان اسلام در دهه 1970 مشوق مالی به بهبود روابط با اسرائیل
احساس فریب خوردن مالی یادآور ناامیدی آفریقا از اعراب و جهان اسلام در دهه 1970 است که در آن لیبی و عربستان سعودی تلاش کردند از مشوقهای اقتصادی برای ترغیب کشورهای آفریقایی برای قطع روابطشان با اسرائیل استفاده کنند. پس از جنگ «یوم کیپور»، اتحادیه عرب تهدید کرد که محموله نفتیاش به آفریقا را قطع خواهد کرد. در نتیجه همه کشورهای اروپایی به جز لوسوتو، مالاوی، جزیره موریتیوس و سوازیلند روابطشان با اسرائیل را کاهش دادند، اما به زودی فهمیدند که این اقدام آنها فایدهای نداشته و اتحادیه عرب مایل به مشارکت در دشمنانش و نه نفتش با دیگران است. رهبران و صاحبنظران آفریقایی بیشتر و بیشتر اعراب را به نژادپرستی متهم و به آنها تجارت برده در آفریقا را در گذشته یادآوری کردند. آنها همچنین نگران سیاستهای توسعهگرانه و بیثبات کننده معمر قذافی، رهبر لیبی بودند.
اسرائیل در دهه 1980 و تحت رهبری «آریل شارون»، وزیر دفاع و «دیوید کیمچه»، مدیر کل وزارت خارجه وقت، بار دیگر به تعامل با آفریقا پرداخت. بیشتر کشورهای آفریقایی روابطشان با اسرائیل را در دهه 1980 تا 1990 احیا کردند، اما برخی از آنها در این مدت تغییر رویه دادند. نیجر در سال 2000 پس از آغاز انتفاضه دوم و موریتانی در سال 2009 پس از عملیات نظامی اسرائیل در غزه روابطشان را با تلآویو کاهش دادند. هر دوی این کشورها مسلمان و تحت نفوذ ایران هستند.
* نفوذ ایران در آفریقا
محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران در سال 2008 اعلام کرد که کشورش قصد توسعه روابط با آفریقا را دارد. وی یک سال بعد به همراه دیپلماتها و ژنرالهای ایرانی از بسیاری کشورهای آفریقایی دیدن کرده و قراردادهای بازرگانی، دیپلماتیک و دفاعی امضا کرد. اسرائیل پس از آنکه ایران متعهد به اجرای طرح فاضلاب در سنگال با قیمتی پایینتر شد، این پروژه را از دست داد. نفوذ ایران در آفریقا همچنین به خاطر حضور لبنانیهای ثروتمند در کشورهایی مانند کنگو، گینه و سنگال است که به حزبالله کمک مالی میکنند.
در عین حال پس از پیروزی انتخاباتی اسلامگرایان در مصر و تونس و با تصرف تقریبی مالی بدست القاعده، کشورهای آفریقایی بیشتری نگران ایران و متحدان اسلامگرایش هستند. اتیوپی که مجبور است با شبههنظامیان اسلامگرا تحت حمایت شورشیان در سومالی مبارزه کند، به یکی از نزدیکترین متحدان اسرائیل در آفریقا و یکی از خریداران اصلی تجهیزات دفاعی آن تبدیل شده است. کنیا نیز که با تروریسم اسلامی از سوی کشور همسایه سومالی روبهرو است، مایل به تقویت روابط نظامی خود با اسرائیل است. حتی گزارش شده که نیجریه در چند سال گذشته حدود 500 میلیون دلار برای خرید تجهیزات نظامی از اسرائیل هزینه کرده است.
* بحران مالی فرصت اسرائیل برای بهبود روابطش با فرانسه و مستعمرات سابقش در آفریقا
خشم مالی از کشورهای عرب خصوصا مصر، بخشی از نگرانی عمیقتر آفریقا از نفوذ اسلامگرایان و دخالت ایران در این قاره محسوب میشود. حتی اگر دخالت نظامی فرانسه در مالی تنها برای تامین منافع پاریس باشد، پنجرهای از فرصت را برای اسرائیل به منظور بهبود روابطش با آفریقا و فرانسه باز میکند. حملات نظامی فرانسه علیه اسلامگرایان مالی در تناقض شدید با حمایت فرانسه از شورشیان مسلمان در ساحل عاج در دوران جنگ داخلی 2001 تا 2002 است. رئیس جمهور «لورنت گباگبو» که یک مسیحی است پس از آن نفوذ اقتصادی قدرتمند فرانسه در کشورش را به چالش کشید.
این سیاست وی منجر به ایجاد منافع مشترک میان فرانسه و شورشیان مسلمان ساحل عاج به رهبری «آلاسان اوئاتارا» شد. بنابراین فرانسه از شورشیان مسلمان منطقه شمالی ساحل عاج علیه گباگبو و مسیحیان جنوب این کشور حمایت کرد. رئیس جمهور ساحل عاج که یکی از متحدان نزدیک اسرائیل محسوب میشود، خواستار کمک پشتیبانی اسرائیل شد و آن را بدست آورد. فرانسه و اسرائیل در جنگی نیابتی در ساحل عاج در مقابل هم قرار گرفتند. نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور وقت فرانسه در آوریل 2001 به ارتش فرانسه دستور داد، گباگبو را از سمت خود خلع کرده و اوئاتارا را به جای وی بنشانند.
در حالی که فرانسه و اسرائیل در ساحل عاج رو در روی یکدیگر قرار گرفتند، سیاست رئیس جمهور «فرانکو اولاند» در مالی منافع مشترک جدید ایجاد کرد زیرا فرانسه اکنون در حال مبارزه با نیروهایی است که با اسرائیل دشمن هستند. بنابراین، بحران مالی فرصتی را برای اسرائیل ایجاد میکند تا روابطش را با فرانسه و با مستعمرات سابق فرانسه در آفریقا بهبود بخشد. این فرصت باید از سوی وزیر خارجه بعدی اسرائیل مغتنم شمرده شود.



